فانیکس | سایت سرگرمی - تفریحی - آموزشی

حکایت و داستان

حکایت و داستان

حکایت و داستان

حکایت و داستان

داستان ضرب المثل یک فوت و یک صبر

یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا، مرد دنیا دیده ای بود که در خانه اش به روی دوست و دشمن باز بود. عقیده داشت که مهمان، حبیب خداست و به همین دلیل شب و روزی نبود که یکی دو نفر در خانه اش مهمان نشده باشند.

داستان کوتاه جالب و آموزنده راهی آسان تر

هنگامی که ناسا برنامه ی فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد با مشکل کوچکی روبرو شد

آنها دریافتند که خودکارهای موجود در فضای بدون جاذبه کار نمی کنند ، جوهر خودکار به سمت پایین جریان نمی یابد و روی سطح کاغذ نمی ریزد برای حل این مشکل ….

جدمان قصاب بود ما را به نعلبندی چکار؟

هنگامی که یک نفر داوطلب انجام کاری شود که نه از عهده‌اش برآید نه سررشته‌اش را داشته باشد و عاقبت هم آن کار را خراب کند و ضرر هم ببیند آنان که درباره او «گاف» می‌زنند و صحبت می‌کنند از سر تمسخر این مثل را می‌زنند.

داستان آموزنده و غمگین تشکر در ازای زور!

چند روز پیش، “یولیا واسیلی اونا” پرستار بچه‌هایم را به اتاقم دعوت کردم تا با او تسویه حساب کنم.

 

به او گفتم: – بنشینید یولیا.می‌دانم که دست و بالتان خالی است، اما رو در بایستی دارید و به زبان نمی‌آورید. ببینید، ما توافق کردیم که ماهی سی روبل به شما بدهم. این طور نیست؟